على محمدى خراسانى
494
شرح مكاسب (فارسى)
مولى در غياب پدر وليدهء پدر را به شخصى فروخته بود ، آن كنيز از مولاى دوّم يا مشترى حامله شده و سپس فرزندى زائيده بود ، پس از همهء اينها مولاى اوّلى از سفر برگشت ، هنگامى كه از ماجرا با خبر شد نزد مشترى رفته و با او مخاصمه و منازعه نموده و به دو گفت : فرزندم بدون اذن من جاريهام را به شما فروخته است ، [ نزاع را نزد امام على عليه السّلام برد . ] امام عليه السّلام فرمودند : حكم [ قضاوت ] آن است كه : مولاى اوّلى كنيز و فرزندش را از مولاى دوّم گرفته و به منزل ببرد . مشترى يا مولاى دوّم مناشده كرد يعنى امام على عليه السّلام را قسم داد [ كه براى او هم چارهاى بيانديشد ] امام عليه السّلام فرمود : توهم برو و همان فرزند مولى كه كنيز را به تو فروخته بگير و نزد خود نگهدار [ المغرور يرجع الى الغّار او من غرّه ] تا مولاى اوّل اين معامله را به نفع تو تنفيذ و امضاء كند ، [ اين بود حكم و قضاوت امام على عليه السّلام ] سپس امام باقر عليه السّلام فرموده : وقتى مولاى اوّلى اين وضعيّت را مشاهده كرد [ كه دوّمى فرزند او را حبس كرده ] نزد مشترى آمده و گفت : فرزندم را آزاد كن ، مشترى گفت : نه به خدا قسم فرزند تو را آزاد نمىكنم مگر اينكه تو فرزند مرا آزاد كنى [ گروگان در مقابل گروگان ، فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه به مثل ما اعتدى ] سپس امام باقر عليه السّلام فرموده : وقتى مولاى اوّلى مشاهده كرد كه دوّمى هم فرزند او را گروگان گرفته و آزاد نمىكند ، ناچار شد و بيع فرزندش را اجازه كرد . [ براساس مصلحتانديشى نه اكراه در مقابل اختيار ، و در واقع نوعى اضطرار و الجاء پيش آمده بود . ] الحديث يعنى تا آخر روايت . « 1 » يا الحديث يعنى هذا تمام الحديث . [ نكته : در روايت از جاريه تعبير به وليده شده بود ، در اين رابطه كلامى از ابن اثير مىآوريم : الوليد يعنى الطفل ، فعيل بمعنى مفعول ، و منه الحديث : الوليد فى الجنّة
--> ( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 591 ، باب 88 ، حديث اوّل .